الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

108

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

و پذيرفتم و سپس به پيامبر فرمود : چه كسى را به جانشينى خود بر امت خويش مى - گمارى ؟ عرض كرد : پروردگار داناتر است ، و خداى فرمود : على بن ابى طالب امير المؤمنين است و بنا بر اين امامت او به فرمان رويا روى و شفاهى خداوند به پيامبر ( ص ) است . ( 1 ) و از پيامبر ( ص ) روايت شده كه فرموده‌اند : چون خداى عز و جل مرا به آسمان برد ، تمام امت من از اول تا آخر براى من در گل ممثل شدند ، آنچنان كه من از هر يك از ايشان به وجودش آگاه‌تر از خود اويم و خداوند تمام نامها را به من آموخت و همان شب نماز را بر امت من واجب فرمود و اين پنج سال پس از مبعث آن حضرت بود و سپس به زمين برگشت ، در آن شب ابو طالب عموى پيامبر كه آن حضرت را پيدا نكرده بود به اتفاق همهء بنى هاشم به جستجوى ايشان پرداخت و مىگفت : اى واى ، چه مصيبت بزرگى خواهد بود كه اگر رسول خدا را تا طلوع سپيده دم نبينم . در همين حال با پيامبر ( ص ) برخورد و آن حضرت از آسمان كنار خانهء ام هانى ، دختر ابو طالب و خواهر امير المؤمنين ، فرود آمد و ابو طالب گفت : همراه من بيا و وارد مسجد الحرام شو . ابو طالب و همهء بنى هاشم هم وارد مسجد شدند . ابو طالب كنار حجر اسماعيل ( يا كنار حجر الاسود ) شمشير خود را بيرون كشيد و به بنى هاشم گفت : سلاحهاى خود را كه همراه داريد بيرون آوريد و به قريش نگريست و گفت : به خدا سوگند اگر محمد ( ص ) را نمىيافتم هيچ چشمى از شما باقى نمىماند كه مژه بر هم زند . قريش گفتند : اى ابو طالب ! نسبت به ما كار بزرگى را آهنگ كرده‌اى ، و قريش پس از اين تصميم به غافلگير ساختن رسول خدا ( ص ) گرفتند . هنگام طلوع صبح پيامبر ( ص ) با مردم نماز گزارد و موضوع معراج را براى ايشان بيان كرد و آنان گفتند : براى ما چگونگى بيت المقدس را وصف كن و جبرئيل بيت المقدس را مقابل ديدگان آن حضرت قرار داد و به آنان مىنگريست و به ايشان خبر مىداد و سپس موضوع كاروان ابو سفيان و شترى را كه پيشاپيش آن حركت مىكرد ، به ايشان فرمود و آنان او را تكذيب كردند و گفتند : اين جادوگرى آشكار است . نفرين خداوند بر ايشان باد . پيامبر ( ص ) همچنان مقيم مكه بود و مردم را دعوت مىفرمود . مؤمنان به او پاسخ مىدادند و كافران او را انكار مىكردند . « 1 »

--> ( 1 ) . براى اطلاع بيشتر از بسيارى از مطالب كه در اين بخش آمده است در منابع عامه مراجعه شود به صفحات 88 تا 110 جلد 2 ترجمهء دلايل النبوه بيهقى ، درگذشتهء 458 هجرى ، و در منابع خاصه به بحث مستوفاى مرحوم علامهء مجلسى در بحار الانوار ، صفحات 283 تا 410 ، جلد 18 ، چاپ دار الكتب الاسلاميه . م .